مثل اولین نگاهی که نمی دانی کی لبریز از "او" خواهد شد
مثل اولین سلامی که معلوم نیست با چه رویی جواب خواهی داد
.
تلخ یا شیرین، فرقی نمی کند
اولین ها همیشه خاطره می شوند
مثل همین غزل
که خیلی سال پیش خاطره شد
.
.
.
گاهی خیال می کنم از من بریده ای
غیر از مرا برای دلت برگزیده ای
از خود سوال می کنم "آیا چه کرده ام"
در فکر می روم که تو از من چه دیده ای
فرصت نمی دهی که کمی درد دل کنم
لابد برای اینکه مکرر شنیده ای
از من عبور می کنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای!!
این غصه های تلخ، رهایم نمی کنند
شعری مگر سرایم و گویم قصیده ای
دیگر بس است؛ گریه امانم نمی دهد
احساس می کنم به دل من رسیده ای!
یک روز می رسد که در آغوش گیرمت
هرگز بعید نیست؛ خدا را چه دیده ای؟!
ــ حالا "سلام بر حسین" یا "لعنت بر یزید" را همه میگویند، ربطش را هم میدانند .
ولی این "اللهم عجل لولیک الفرج" چه ربطی دارد به آب خوردن ؟!!
ــ اولا دعا برای آقا "ربط" نمیخواهد؛ بند زمان و مکان مخصوصی هم نیست .
دوما! ربطش یک چیز من درآوردی است! یا به قول امروزی ها، ذوقی .
راستش از وقتی شنیدم حضرت، در ماجرای تشرف مرحوم فشندی فرموده اند:
"شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی هم ما را نمیخواهند؛ اگربخواهند، دعا میکنند و فرج ما میرسد"
کمی به غیرتم بر خورد !
احساس نیاز به آب، هست؛ احساس نیاز به حجت خدا، نه!
.
میدانم! این "اللهم عجل" بعد از آب خوردن هیچ دردی را دوا نمی کند .
اما لااقل، من یادم می آید که خجالت بکشم !!
یادم می آید روزی چند بار تشنه ی این آب میشوم
اما سالها گذشته و هنوز تشنه ی آن آب.....
خدا را چه دیده ای !
شاید یک روزی بیاید که دیگر یک آب خوش از گلویم پایین نرود .
.
اصلا ولش کن این حرفها را !
دعا برای آقا که "ربط" نمیخواهد .
عشقم میکشد آب که میخورم بگویم: اللهم عجل لولیک الفرج
گفتی: می دونی فردا تولد منه ؟
گفتم: تو هم بیکاری ها! این روزا چه وقت به دنیا اومدنه ؟!
خندیدی
گفتم: حالا کادو چی بت بدم خوبه ؟
گفتی: اگه بگم، قول میدی نه نگی ؟
(منو باش که چه فکرایی کردم!)
.
.
.
راستش را بخواهی خیلی فکر کردم......
باور میکنی اما هرچه فکر کردم "عیب"ی در تو نیافتم تا به عنوان "هدیه" ی روز تولدت......
عیبی نیافتم اما...
اما به گمانم این باید عیب خیلی بزرگی باشد که دیگران ما را بی عیب بدانند در حالیکه ما.......
محضر مبارک حضرت "مفرد مذکر غایب"
سلام علیکم
این آخرین برگ از سررسید سال 1386 است.
امسال هم ندبه هایمان بی اثر بود.
امسال هم ندبه هایمان دروغ بود.
با این همه، یابن الساده المقربین!
این جمعه
باز هم ندبه میخوانیم.
.
.
این آخرین برگ از سررسید سال 1386 است.
حول حالنا الی احسن الحال